سفارش تبلیغ
صبا

دکتر اصغر فروغى ابرى، استاد دانشگاه، معاون فرهنگى دانشکده ادبیات

ارسال شده توسط سیدحسام سیدحسینی در 90/11/13:: 5:25 عصر

توصیه پدر به فرزند برای انتخاب دوست شایسته

یا بُنَىَّ لاتَعدُ بَعدَ تَقوَى اللّه مِن اَن تَتَّخِذَ صاحِبا صالِحا؛
فرزندم! بعد از تقواى الهى، از گرفتن دوستِ شایسته نگذر.(لقمان حکیم علیه السلام ،الاخوان، ص 110، ح 25)

با نخبگان و فرهیختگان شهر
مصاحبه / عباس زمانی

دکتر اصغر فروغى ابرى، استاد دانشگاه، معاون فرهنگى دانشکده ادبیات و علوم انسانى و مسئول ایثارگران دانشگاه اصفهان

«خوراسگان اگرچه از نظر اقتصادى جزء قسمت هاى ضـعیف اصفهان است اما از نظر اعتقادى و فرهنگى و استعدادى و پشتکار و تلاش و کوشش یک سر و گردن از همه جا بالاتر است.مردم این شهر هم در ایام انقلاب و هم دفاع مقدس نقش بسزایى در پیشبرد اهداف انقلاب ایفا کرده اند و امروز هم در زمینه هاى علمى و فرهنگى در بخش هاى مختلف نخبگان خوراسگان در تمام کشور مى درخشند.
شاید کسب این افتخارات به نوع معیشت مردم برمى گردد چرا که در این منطقه مردم با زحمات زیاد امرار معاش مى کنند که قطعاً در پرورش و تربیت فرزندان موثر است. »
اینها گوشه اى از صحبت هاى دکتر اصغر فروغى ابرى است که با در گفتگوى اختصاصى با نشریه نداى خوراسگان بیان نموده است.
وى از جمله چهره هاى علمى شهر خوراسگان است که با وجود نائل شدن به درجه رفیع جانبازى و از دست دادن بینایى هرگز در راه کسب علم و معرفت از پاى ننشسته و علیرغم تمامى مسائل موجود بر مشکلات فائق آمده و اکنون به عنوان یکى از چهره هاى علمى و فرهنگى شهر و استان در راستاى تحقق اهداف فرهنگى انقلاب در میان جوانان و دانشجویان گام بر مى دارد.
در آستانه ایام دفاع مقدس بر آن شدیم تا با یکى از چهره هاى شاخص علمى – فرهنگى ایثارگر شهرمان گفتگویى انجام دهیم.
‌استاد فروغى اگرچه داراى مقام علمى و فرهنگى بالایى است اما آنچه در نگاه اول انسان را مجذوب وى مـى‌کـنـد، حسن خلق، تواضع، فروتنى، ساده زیستى و صحبت صادقانه و بى آلایش است که امروزه در کمتر کسى تمامى این ویژگى ها جمع مى شود. در یک جمله دکتر اصغر فروغى جمع صفات نیکوست. ‌ ‌

“‌ جناب آقاى دکتر ضمن تشکر از وقتى که در اختیار ما قرار دادید، لطفاً از خودتان بگویید؟
با تشکر از جنابعالى و اعضاى شوراى اسلامى شهر.
خوراسگان سابقه تاریخى درخشان دارد و شخصیت هاى برجسته اى از محلات مختلف این شهر همچون خاتون آباد، هفتشویه، راران و… به ویژه ابر به ایران و جهان معرفى شده اند و امروز در فرهنگ هاى مشاهیر بسیارى از مهندسین و مشاهیر عنوان ابرى اصفهانى را دارا هستند.
بنده مانند سایر مردم این خطه داراى خانواده اى متدین و مذهبى بودم که علایق شدیدى به اهل بیت علیه السلام داشتند و هنوز هم روضه خوانى خانگى که در سنت هاى گذشته ما وجود داشته در خانواده ما مرسوم است.بنده متولد 1340 در محله ابر هستم.
این محل در گذشته روستاى نسبتاً کوچکى بود که در حال حاضر به عنوان یکى از محلات شهر خوراسگان قرار دارد اما شواهد نشان مى دهد که در دروان باستان با توجه به مرکزیت «شهرستان» داراى اهمیت و رونق بوده است.
مردم ابر عمدتاً کشاورز و کارگر بودند و بنده نیز در میان همین مردم به دنیا آمده و بزرگ شدم.این منطقه ارتباط نزدیکى با روحانیت و مسجد داشت و در دوران جنگ نیز نقـش آفـرینى کرد و داراى تعداد زیادى شهدا، آزدگان، جانبازان و ایثار گران است.دوران ابتدایى بنده دردبستان ابهر که تازه ساخته شده بود سپرى شد.
قبل از آن بچه ها در حسینه اى تحصیل مى کردند و با همت مردم و خیرین این دبستان ساخته شد.
پس از آن دروان راهنمایى را در مدرسه اى در خیابان اباذرخوراسگان(مدرسه داریوش) سپرى نمودم و پس از آن، دوران دبیرستان را یکسال در دبیرستان ادب ادامه دادم و با توجه به علاقه بسیار زیاد به کارهاى فنى و برق به هنرستان برق فرخ روز در خیابان استاندارى رفتم.
سال دوم و سوم هنرستان را در رشته برق هنرستان شاه عباس در خیابان فروغى ادامه دادم و سال چهارم که مصادف با ایام پیروزى انقلاب شد را در هنرستان انقلاب اسلامى در سه راه ملک شهر گذراندم و در سال 1359 دیپلم قدیم گرفتم.
بعد از آن در مغازه سیم پیچى موتورهاى الکتریکى یکى از اساتید هنرستان در خیابان ابن سینا مشغول شدم و حدود یکسال هم در مغازه اى دیگر در خیابان فلسطین مشغول بودم.
مقدارى هم پراکنده کار کردم تا در سال 1361 برادر کوچکترم حسین وارد سپاه شد و به جبهه رفت و در عملیات فتح المبین به شهادت رسید.همین که مراسم خاکسپاریش به پایان رسید سه روز بعد من خود را آماده کردم و به جبهه رفتم.
مى خواستم به جبهه جنوب بروم اما در جبهه غرب نیاز به نیرو داشتند و در اوایل سال 1361 به سنندج و مریوان اعزام شدم.تا سال 1362 در آنجا ماندم تا اینکه در 24/4/1362 از ناحیه شکم، پا و چشم مجروح شدم.
مدتى معالجه شدم اما از ناحیه چشم بهبودى حاصل نشد. در سفرى که براى معالجه به آلمان داشتم با تعدادى از رزمندگان جانباز آشنا شدم و با هم قرار گذاشتیم که اکنون که دیگر امکان ادامه حضور ما در جبهه ها فراهم نیست باید کارهاى اساسى ترى انجام دهیم.

“‌ با مشکل نابینایى به وجود آمده چگونه ادامه تحصیل دادید؟
اوایل کار یک روز به بنیاد شهید اصفهان مراجعه کردم و بـا آقـایـى آشنـا شـدم کـه معلـم آمـوزشگاه «ابابصیر» -آموزشگاهى براى نابینایان- بود. به آنجا مراجعه کردم و خط بریل را آموزش دیدم و یکسال هم در آنجا درس خواندم.
پس از آن در سال 1363 در کنکور شرکت کردم. رشته من رشته برق بود و با این شرایط ادامه تحصیل برایم مشکل بود به همین دلیل تصمیم گرفتم در رشته علوم انسانى شرکت کنم.
در این زمینه هیچ اطلاعى از منابع و کتاب هاى این رشته نداشتم پس به سازمان 7 تیر واقع در خیابان آبشار مراجعه کردم و در آنجا نوارهاى کاست درس هاى دوره دبیرستان رشته علوم انسانى را دریافت کردم و گوش دادم و با رتبه 420 مرحله تستى را پشت سر گذاشتم و پس از قبولى در مرحله دوم و آزمون تشریحى وارد دانشگاه اصفهان شدم.
اوایل برایم خیلى مشکل بود ولى ظرف مدت یکى دو ماه همه چیز عادى شد و در این رابطه با کمک دوستانم که کتب و جزوات را به صورت نوار در مى آوردند و من گوش مى کردم ترم اول را گذراندم و پس از گذشت 4 سال در سال 1367 در رشته تاریخ دانشگاه اصفهان در مقطع کارشناسى فرغ التحصیل شدم و همان سال در مقطع کارشناسى ارشد رشته تاریخ گرایش ایران اسلامى در دانشگاه تهران پذیرفته شدم.
در سال 1369 نیز در مقطع کارشناسى ارشد فارغ التحصیل شدم و همان سال در امتحان اعزام به خارج شرکت کردم و پذیرفته شدم اما معاون دانشجویى آن زمان على رغم اینکه دو بار پذیرش گرفته بودم اجازه اعزام نداد و مى گفت که ادامه تحصیل در خارج با شرایط من برایم سخت است.
در سال 1374 در آزمون دکترى دانشگاه تهران شرکت کـردم و پـذیرفته شدم و در سال 1379 فارغ التحصیل شدم.موقعى که آزمون کارشناسى ارشد مى دادم بورس وزارت آموزش عالى شدم و من اصفهان را انتخاب کردم و موافقت شد.
در ابتدا با مشکلاتى مواجه بودم چرا که حضور یک استاد نابینا برایشان نوظهور بود و معاون آموزشى دانشگاه موافقت نمى کرد اما با مساعدت دکتر رزم جو، رئیس وقت دانشگاه اصفهان و دید باز ایشان از مهرماه 1370 در گروه تـاریخ دانشگاه اصفهان مشغول تدریس شدم و نه تنها مشکلى پیش نیامد که موفقیت آمیز هم بود.
از سال 1386 معاون فرهنگى دانشکده ادبیات شدم که هنوز هم مشغول هستم و از آن زمان مسئولیت امور ایثارگران دانشگاه اصفهان را نیز برعهده گرفتم.
از سال 88 دفترى با عنوان «نهضت فراگیر قرآن در دانشگاه اصفهان» با مسئولیت بنده و همکارى دیگر استاید و دانشجویان علاقه مند جهت گسترش فرهنگ و معارف قرآنى راه اندازى شد.
در سال 1363 ازدواج نمودم که حاصل آن سه فرزند است. دختر بزرگم کارشناس گفتار درمانى است، دختر دومم دنـدان پـزشک است و دختر سومم دانشجوى روانشناسى بالینى دانشگاه اصفهان است. در کنار تدریس هم یک سرى کارهاى تحقیقاتى نیز انجام داده ام.

“‌ در صحبت ها یتان اشاره کردید که کارهاى تحقیقاتى هم انجام مى داده اید. لطفاً بیشتر توضیح دهید؟
بله. نتیجه این تحقیقات انتشار کتاب درسى «تاریخ غوریان» از انتشارات سمت، و کتاب عاشورا و نقش مراسم عزادارى در تحولات سیاسى و تاریخ ایران تحت عنوان«ایرانیان و عزادارى» توسط انتشارات موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره) در قم، مجموعه یک «مشت خاک، یک دشت خون» در خصوص وقایع شگفت انگیز کربلا در غالب داستان هاى جذاب براى جوانان و نوجوانان از انتشارات حروفیه، «مشکلات خلافت على(ع)» توسط انتشارات امام باقر(ع) مشهد و اثرى هم که هم اکنون در دست دارم تحت عنوان «آخرین امتحان» که مجموعه زندگى نامه و وصایاى شهداى دانشگاه اصفهان مى باشد و درمجموع تاکنون بیش از 50 مقاله و اثر داشته ام. ‌ ‌اخیراً هم براى تهیه مجموعه آثار و زندگى نامه هاى شهداى محله ابر با بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس استان اصفهان صحبت هایى شده است.

“‌ سخت ترین دوران زندگى شما چه دورانى ؟
در این دوران سختى احساس نکردم. اگرچه در اوایل به دلیل اینکه بیناییم را از دست داده بودم انجام کارها برایم مشکل بود اما به لطف خدا توانستم در زمانى کوتاه خود را با شرایط موجود وفق دهم و بر مشکلات غلبه کنم. ‌ ‌مى توانم بگویم آن موقع هم که از جبهه ها به خاطر مجروحیت دور شدم و امکان بازگشت برایم نبود نیز از دوران سخت زندگیم بود چرا که با خدا پیمان بسته بودم که تا زمانى که جنگ هست در کنار دیگر دوستانم در جبهه بمانم.
در مجموع انجام رسالتى که شهدا برعهده ما نهاده بودند و حفظ و حراست از دستاوردهاى انقلاب و تمامیت ارضى میهنمان در ما ایجاد انگیزه اى مى کرد که در مقابل سختى ها متوقف نشویم.

“‌ چه زمانى احساس شادى بیشترى کردید؟ ‌ ‌
هرجا که احساس کنم وظیفه خود را به خوبى انجام داده ام خوشحال مى شوم و زیاد هم در بند امور مالى نیستم. معتقدم که این فرصتى است که خدا به ما داده تا در خدمت جوانان و دانش پویان راه علم و آینده سازان این مملکت باشیم. ‌ ‌بهترین لذت من در کلاس درس و با دانشجو است که احساس مى کنم مى توانم نقشى در پیشرفت و شکوفایى جوانان داشته باشم.

“‌ نقش فرهنگ خانواده ها در تحصیل و رشد علمى فرزندان چگونه است و این موضوع در زندگى شما چه تاثیرى داشت؟
فرهنگ دامنه وسیعى دارد. فرهنگ آن چیزى است که انسان را براى رسیدن به اهداف عالیه الهى متعادل مى کند. این نیاز به بصیرت و فهم و درک دارد و قطعاً کسى که دارى فطرت پاک باشد مطالعات و تحصیل مى تواند آن را شکوفا کند اما به این معنى نیست که کسانى که تحصیلات کلاسیک ندارند فرهنگ ندارند.
دقت در مقوله هاى ایمان، صداقت، پاک بودن، حلال و حرام، حق الناس و.. انسان را در فضایى قرار مى دهد که آن فضا در پیشرفت هاى مادى و معنوى کمک مى کند.
اگر دقت کنیم بسیارى از کسانى که امروز سواد عالیه دارند، پدرانشان کشاورز، کارگر و… بوده اند و علیرغم اینکه خود از سوادکمى برخوردار بوده اند دغدغه با سواد شدن فرزندانشان را داشته و سعى مى کرده اند از امکانات زندگى و آسایش خود براى پیشرفت فرزندانشان گذشت کنند و زمینه تحصیل آنها را فراهم نمایند.
در ایام انقلاب در هنگام راهپیمایى ها در خیابان جى طول راهپیمایى به چند کیلومتر مى رسید که مردان و زنان در آن شرکت مى کردند و با وجود اینکه اغلب سواد زیادى نداشتند، از فرهنگ و درک زیادى برخوردار بودند.
وجود تعداد زیاد شهدا، ایثار گران و رزمندگان در این منطقه هم دلیل برخوردارى از فرهنگ ایثار و شهادت این مردم مى باشد.
اغلب خانواده هاى این خطه سعى مى کردند طورى فرزندان خود ار تربیت نمایند که ضمن جلوگیرى از رفاه زدگى، از استقلال نسبى نیز برخوردار باشند و با استقلال رشد کنند. اغلب فرزندان در گذشته هم کار مى کردند و هم درس مى خواندند که شاید یکى از دلایل علاقه آنها به تحصیل سختى هاى کار بود.
باید شکوفایى استعداد هاى این منطقه را مرهون زحمات پدران و مادران سخت کوشى بدانیم که با پرورش اعتقادات دینى و مذهبى زمینه رشد و شکوفایى آنها را فراهم نمودند.
البته در حال حاضر در بعضى از خانواده ها به خاطر بى توجهى به اعتقادات مذهبى و سنتى و توجه افراطى به رفاه فرزندان بیش از حد خودسازى و رشد ایده آل باعث مى شوندکه آنها به آرامى در طول زندگى از مسیر اصلى خارج شده و منحرف شوند.
‌همچنین خانواده ها باید با شیوه هاى تربیتى مدرن روز آشنا باشند و در عین حال نباید از سنت هاى گذشته و اعتقادات مذهبى خود جدا شوند .کسانى که به دام فرهنگ هاى بیگانه مى افتند، پیشینه فرهنگى خود را نا دیده گرفته و چون جایگزینى براى آن پیدا نمى کنند جذب فرهنگ هاى بیگانه مى شوند.

“‌ در سال هاى اخیر شوراى اسلامى و شهردارى در حرکتى فرهنگى اقدام به تجلیل از نخبگان علمى، فرهنگى و ورزشى خوراسگان نموده است. تاثیر این حرکت را چگونه ارزیابى مى کنید؟
انجام تجلیل در یک مراسم از نخبگان جامعه خوب اسـت ولى کفایت نمى کند. این افراد مى توانند با یک پشتیبانى مناسب از سوى نهادهاى فرهنگى استعداد هاى درونشان را بیشتر شکوفا کنند و در آینده در خدمت کشور قرار دهند.با یک تقدیر و دادن یک جایزه -اگرچه خوب و عامل تشویق است- اما کار خاصى اتفاق نمى افتد.
باید زمینه رشد و شکوفایى و پیشرفت آنها را فراهم کـرد.بـهـتـرین راه این است که آنها را شناسایى کنیم و کمبودهایشان را برطرف کنیم و با سازماندهى در تشکل هاى مربوطه آنها را هدایت کنیم تا در آینده نتایجش معطوف به سرزمین مان شود.
این افراد در خارج از کشور جاذبه هایى براى تحصیل یا پیشرفت دارند و در بعضى مواقع به واسطه نداشتن امکانات یا ثبت و تولید اختراعات تمایل به خارج شدن از کشور دارند.
باید بنیاد یا سازمانى تشکیل تا هم راه هاى شکوفایى آنها هموار و هم در جهت تقویت هویت ملى- مذهبى در آنها تلاش شود.
باید در یک نخبه، مخترع یا مبتکر هویت ملى- مذهبى را تقویت کنیم تا مانند جوانان دوران دفاع مقدس براى پیروزى و پایدارى کشورمان از همه وجود خود بگذرند.

“‌ در این راستا چه توصیه اى به مسئولین دارید؟
هر مملکتى اگر بخواهد پیشرفت کند باید نیروهاى متخصص داشته باشد. در همه جوامع افرادى هستند که دارى استعداد هاى خاصى هستند که باید به آنها توجه کرد.
در مرحله بعد باید قبل از آنکه شخصیت جوانان و به ویژه نخبگان شکل گیرد و از همان دوران دبستان زمینه بروز استعدادهاى آنها را فراهم کرد و براى آینده آنها در جهت استعدادهاى آنها و نیاز کشور برنامه ریزى ویژه کرد.
جامعه ما همواره داراى نخبگان بسیارى بوده است واین نخبگان مانند ذخائرى هستند که باید آنها را اکتشاف و استخراج کرد. باید آنها را فناورى کنیم و به عنوان نیروهاى مستعد و آینده ساز کشور تربیت نماییم.

“‌ چه صحبتى با جوانان و علاقه مندان دارید؟
در مرحله اول کانون خانوادگى خود را حفظ کنید و با تمام مشکلات سعى کنید چارچوب خانواده و رابطه عاطفى و عقلانى خانواده را حفظ نمایید.
جوامع بشرى امروز نشان داده که بدون داشتن اعتقاد صحیح نمى توان به آرامش و سکون رسید و سعادت دنیا و آخرت را تامین کرد به همین دلیل جوانان سعى کنند از همان ابتداى زندگى در مسیر صحیح و شناخته شده مکتب شیعه قرار گیرند و آن را حفظ کنند.مساله بعدى توجه به قرآن، کتاب سعادت دنیا و آخرت است که همواره مورد توجه مسلمانان بوده است.آنچه سرچشمه علم و معرفت را در ما شکوفا مى کند توجه به قرآن است و حتماً اهمیت داشته که حضرت امام رضا(ع) هر سه روز یک بار قرآن ختم مى کرده اند و یا امام حسین (ع)که سر مبارکشان بر سر نیزه قرآن مى خواند.
در مورد حضرت امام خمینى هم گفته اند که ایشان هم هر 10 روز یک بار ختم قرآن مى نموده اند.
ممارست در قرآن دریچه هاى علم و معرفت را رو به انسان باز مى کند.نکته دیگر توجه به اهل بیت(ع) است که باید به همان سبک فرهنگ سنتى و اعتقادى با برپایى مراسم عزادارى، شبیه خوانى، وعظ و خطابه و… به آنها توجه و از سیره ائمه(ع) الگو گرفت.
مـسـالـه مهمتر دشمن شناسى و مبارزه با فرهنگ استعمارى است که این فرهنگ سالهاست با تبلیغات فراوان به عنوان مدینه فاضله به جوانان ما معرفى مى شود و باید مـواظب بود که در دام استعمارگران نیفتیم و استعداد و امکانات خود را براى اهداف آنها هزینه نکنیم.شناخت ملى- مذهبى جوانان از خود نیز دارى اهمیت بسیارى است که باید جوانان خود را بشناسند و براى حفظ سرزمین و اعتقادات خود ارزش قائل شوند.در پایان یادآور مى شوم امروز حرف اول دنیا را علم مى زند و ملتى که علم ندارد حرفى براى گفتن ندارد و به نظر بنده جهاد امروز جوانان ما جهاد علمى است.

“‌ ‌ و حرف آخر…
انشاء ا… تمامى کسانى که به نوعى مسئولیت دارند مسئولانه وظایف خود را عمل کنند و از منیت و خودپسندى و خود رأیى ها که منشأ نا بسامانى ها و ویرانى هاست جداً پرهیز کنند.

منبع: خبرنامه ندای خوراسگان ، شماره 52 ،شهریورماها1390

گردآوری توسط: سیّدحسام سیّدحسینی


استاد دکتر سیّدحسن حسینی ابری،عضو هیأت علمی گروه جغرفیای دانشگاه

ارسال شده توسط سیدحسام سیدحسینی در 90/11/13:: 5:23 عصر
صفای پدر و فرزندی
فرزند حقی به گردن پدر دارد و پدر هم حقی به گردن فرزند . حق پدر بر فرزند این است که فرزند ازوی در هرکاری فرمانبرداری کند غیر از نافرمانی خدای عزیز . وحق فرزند بر پدر این است که نام نیکو برای او بگذارد، خوب تربیتش کند و قرآن تعلیمش نماید . (حضرت علی علیه السلام، نهج البلاغه، سخن 407).
استاد دکتر سیّدحسن حسینی ابری،عضو هیأت علمی گروه جغرفیای دانشگاه اصفهان
سیّدحسن حسینی ابری در سال 1318 درقریه”ابر” از توابع شهر اصفهان (سه کیلو متری شرق شهر، ابهر یکی از محلات شهر خوراسگان) در یک خانواده زارع خرده مالک خوش نام متولد شد. پدر ایشان سواد خواندن و نوشتن نداشت،اما مادرشان تحصیلات قرآنی را به کمال داشت و همواره با کمال جدیت مشوق او و دیگر برادرنش به ادامه تحصیل، و پیگیر روند کارهایشان بود. وی تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان جلالیه خواجه نظام الملک، متوسطه را در دبیرستان کازرونی و دانشسرای کشاورزی، دوره کارشناسی را در دانشگاه اصفهان، کارشناسی ارشد را در دانشگاه تهران و دکتری را در دانشگاه اسلامی علیگره هندوستان به پایان رساند.
او هفده سال در آموزش و پرورش تدریس کرد که اکثراً در مناطق روستایی بود و فقط 3 سال در شهر اصفهان خدمت کرد، و از کلاس اول ابتدائی،تا دوره های تربیت معلم و تربیت مربی کودک را شامل می شد وی در سال 1345 با سمت مربی آموزشی در گروه جغرافیای دانشگاه اصفهان استخدام شد. او در سال 1357 به مرتبه استادیاری، و در سال 1375 به مرتبه دانشیاری، و در اسفند 1380 به درجه استادی ارتقاء یافت.
استاد حسینی از سال 1362 تا 1365 الگوسازی مردمی کردن احیای مراتع و کویر زادائی را، با پشتیبانی مجتمع فولاد مبارکه و مناطق روستایی پیرامون آن به آزمون گذارد و دستور العملهای اجرائی آن را با توجه به سنت های مرتع داری گذشته ایران تهیه کرد که امروز ه در سایه تلاش های او و همکارانش واگذری مراتع به دامداران جنبه قانونی و اجرائی یاته است. وی همچنین اولین نمونه تغذیه مصنوعی سیلابها را با کمک مجتمع فولاد مبارکه در شهرستان شهرضا اجرا کرد و پاسخی بسیار امید وار کننده در احیای 25 رشته از قناتهای منطقه به دست داد که مبنای توسعه آبخیزداری و آبخواندی در دیگر نقاط کشور قرار گرفت.
وی از سال 1366 که مسئله محرومیت زادائی” بشاگرد هرمزگان” به سر پرستی کمیته امداد حضرت امام خمینی(ره) فراگیر شد، همکاری پیوسته با آن نهادرا آغاز کرد و طی 15 سال همکاری پیوسته با آن نهاد آبخیز داری مشارکتی در “بشاگرد”، راه خود را برای محرومیت زادائی از منطقه و مناطق مشابه باز کرد، از منطقه “بشاگرد” به بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در امر مطالعات توسعه روستایی را پیوست و حدود 70 طرح هادی روستائی در استانهای مختلف کشور به انجام رساند.
استاد حسینی کتابها و مقالات زیادی را درباره روستاها و فرهنگ غنی روستائی کشورمان به چاپ رسانیده، از جمله: کتاب زاینده رود، از سرچشمه تا مرداب گاوخوانی، که خود برای نوشتن این کتاب، این مسیر را با چند بار با پای پیاده طی کرده، و مدیریت سنتی و تقسیم نامه آب رودخانه را که در طوماری به نام طومار شیخ بهائی به صورت ده به ده و مزرعه ه مزرعه درج شده است، با دقت کافی مطالعه کرده و از متن سیافی به متن امروزی بر گردانده، و آن را از بهترین نوشته هائی می داند که تا کنون درباره زاینده رود نوشته است. کتاب دیگر او مدخلی بر جغرافیای روستانشینی است که این مبحث برای اولین بار در کشور توسط ایشان به گونه ای سیستمی و با هدف حصول به نتایج کاربردی در زمینه توسعه روستائی کشور، پیگیری شده و تجارب پدرانمان را در مدیریت منابع طبیعی و انسانی روستائی در پیش رو قرار می دهد، و با تحلیل آن سنتها طریق بهروز کردن آنها را نشان می دهد تا به قول استاد امروزیان و آیندگان را به کار آید. این کتاب به عنوان کتاب برتر سال 1381 در رشته های تاریخ و جغرافیا بر گزیده شد. استاد سیّدحسن حسینی ابری، مردی که زندگی اش در خدمت صادقانه به علم و اندیشه و فرهنگ و مردمان این سرزمین سپری گشت، پس از این همه تلاش خستگی ناپذیر بازنشسته شد و در عین حال علاوه بر تحقیق و مطالعه و پژوهش، به صورت حق التدریس در گروه جغرافیای دانشگاه اصفهان به تدریس بعضی از واحدهای درسی مشغول بود، تا اینکه در یکی از همین روزهای نه چندان دور، در تاریخ 22/3/89 دانشکده ادبیات فقدان این استاد فرزانه را لباس اندوه برتن کرد و در تاریخ 23/3/89 پیکر پاکش را دیدگان اشکبار استادان، دانشجویان و همکاران، از جلوی در ورودی دانشکده تا آرامگاه ابدی اش بدرقه کردند؛ روش شاد.
منبع:معرفی دانشکده ادبیات و علو انسانی، به اهتمام دکتر اصغر منتظر القائم
گردآوری توسط: سیّدحسام سیّدحسینی

سیّدحسام سیّدحسینی نویسنده و نظریه پرداز نظام هدفمند

ارسال شده توسط سیدحسام سیدحسینی در 90/11/13:: 5:22 عصر

امام خمینی(قدس سره):

فقه، تئوری واقعی و کامل ادارة انسان از گهواره تا گور است.(صحیفة نور، جلد21،ص98)

رزومه سیّدحسام سیّدحسینی نویسنده و نظریه پرداز نظام هدفمند 

* مشخصات فردی:

نام و نام‌خانوادگی: سیّدحسام سیّدحسینی قهه

نام مستعار: حسینی

نام پدر: سیّدمحمود

تاریخ و محل متولد: 1348، اصفهان

پست الکترونیک:hosayni1969@gmail.com

تلفن:09352393368

* تحصیل: 

آخرین مدرک تحصیلی دیپلم کشاورزی عمومی از مرکز آموزش کشاورزی کبوتر آباد اصفهان؛

تئوریسینی(قبل از ورود به دانشگاه تئوری های خود را به مسؤول مرکز تحقیقات علمی و دینی وکتابخانه امیرالمومنین (علیه السلام ) اصفهان جناب حجت الاسلام والمسلمین سیّدکمال فقیه ایمانی؛ ارایه نموده­ام)، که به دلیل اهمیت تئوری های خود وارد دانشگاه شده و پس از پژوهش و مطالعات راهبردی در خصوص یک چنین تئوری های ارزشمندی از ادامه تحصیل دررشته تکنولوژی تولیدات گیاهی آموزشکده(دانشکده) کشاورزی و منابع طبیعی صومعه سرا دانشگاه گیلان انصراف داده  و در ادامه با سعی و اهتمام درپژوهش و مطالعات راهبردی به مکتوب نمودن  و ارای? این تئوری های ارزشمند به رؤسای محترم پیشین و جدید دانشگاه اصفهان(جناب آقای دکترطالبی و جناب آقای دکتر رامشت)، وزیر محترم علوم، تحقیقات وفناوری جناب آقای دکتر زاهدی، رئیس محترم حوزه علمیه اصفهان جناب آیت ا.. مظاهری، رئیس محترم پیشین حوزه علمیه قم جناب آیت ا.. حسینی بوشهری، رئیس محترم دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم جناب حجت الاسلام والمسلمین ربانی، رئیس محترم شورای انقلاب فرهنگی جناب آقای دکتر احمدی نژاد، رئیس محترم پیشین مجلس شورای اسلامی جناب آقای دکتر حداد عادل، رئیس محترم مرکز صدا و سیمای اصفهان جناب آقای مهندس کلباسی، رئیس محترم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران جناب آقای مهندس ضرغامی، استانداران محترم پیشین و جدید استان اصفهان(جناب آقای مهندس حسینی، جناب آقای بختیاری و دکتر ذاکر اصفهانی)، رؤسای محترم پیشین و جدید مرکز هم اندیشی توسعه استان اصفهان( جناب آقای دکتر ساسان و جناب آقای دکتر ربانی)، شهردارمحترم اصفهان جناب آقای دکتر سقائیان نژاد و سایرنهادها ،سازمانها و مسؤولان  نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخته ­ام.

* مسئولیتهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی: 

مربی سابق نهضت سواد آموزی؛

حضور در جبهه حق علیه باطل؛

مؤسس کانون فرهنگی، هنری سیّدالشهداء (علیه السلام )؛

عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه گیلان؛

مسئول سابق ستاد امر به معروف  ونهی از منکر دانشکده کشاورزی صومعه سرا دانشگاه گیلان؛

رابط سابق دفتر نهاد مقام معظم رهبری دانشگاه گیلان در دانشکده کشاورزی صومعه سرا دانشگاه گیلان؛

عضو سابق هیئت رئیسه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه گیلان؛

داوطلب عضویت در سه دوره انتخابات شورای اسلامی شهر خوراسگان اصفهان. 

* آثار ثبت شده(تئوری های ارایه شده در قالب کتاب) در واحد ثبت کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران واقدام به ثبت در واحد ثبت آثار وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران عبارتند از:

نظام ‏هدفمند به شماره ثبت کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران 84826‏   ح ‏  ، چاپ اول، ناشر مؤلف، 1385(درقالب کتاب)؛  

مقدمه ای در ‏بعد‏ زمان ‏و ‏مکان ‏بر ‏کتاب ‏نظام ‏هدفمند‏ به‏ شماره ‏ثبت کتابخانه ‏ملی ‏جمهوری ‏اسلامی ‏ایران 861480‏  ح    (درقالب کتاب)؛

هیأتی برای دهکده جهانی به شماره ثبت کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران 871781  ح    (درقالب کتاب)؛

راه حل مسأله برای دهکده جهانی به شماره ثبت کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران 871931   ح  (درقالب کتاب)؛

نصف جهان کلید راه حل توسعه و ساماندهی امور خیر خواهانه جهانی به شماره ثبت... (درقالب کتاب)؛

قابلیت مطالعه یک نسخه از آثار سیّدحسام سیّدحسینی با عنوان های گوناگون به شماره ثبت... (درقالب سی دی).

* مباحث مطروحه در کتاب پیش گفته:

راهبرد های عملی نمودن اعلامیه جهانی حقوق بشر 10 دسامبر 1948 (ماده بیست وهشتم هرکس حق دارد بر قراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماعی و  بین المللی حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده است تأمین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.)، با توجه به اهمیت علوم انسانی و ارتباط آن با سایر علوم «مدیریت هدفمند برنامه ریزی استراتژیک» (تدوین راهبرد یک نظام آموزشی جامع و کامل  در سطح بین الملل)؛. 

استراتژی فطری و نقش حروف و اعداد و همچنین  نقش استعدادها در این مسیر، تبیین حقوق فرد به فرد ملت با تبیین چندی از دیدگاههای خود، طرح و  بیان کلیه راههای تعلیم و تربیت، اهمیت یک جهان بینی جامع و کامل؛

لازمه علم و حکمت، پژوهش  و تحقیق در راستای جهانی شدن و فرآیند آن در جامعه ای با صفا واینکه  وهمه در کمال آرامش در کنار هم زندگی کنند، و از همه امکانات به نحو احسن  و شایسته استفاده لازم را ببرند، طرح و بیان کلیه راه حلّ ها جهت جامعه ای عالی که جلوه­ گاه خوبیها باشد؛

یک طرح جامع علمی،اجتماعی، اقتصادی، تربیتی و... است و در سطح بین الملل ملتها می توانند از این اثر ،طرح و ایده عالی به دست آورند؛

طبقه بندی اطلاعات(علوم) و حقیقت شناخت نسبت به دستورت الهی؛

دقت و درک هر فرد و اجتماع از دستورات الهی؛

بیان یکی از آموزه های الهی، به طور کاملا تخصصی(انتخاب).

* مقالات:

با توجه به توانمندی تئوری­های ارایه شده در کتاب پیش گفته  مقاله ای تحت عناوین مختلف (با توجه به اهمیت حقوق مخاطبین صفحه 20 و 21 « ارتباطات ، اطلاع رسانی، بازاریابی » کتاب نظام هدفمند) در همایش ­ها و جشنواره­ های گوناگون ارایه گردیده که در همایش ملی تعاون و کار آفرینی 24 و25  مهرماه 1387 این مقاله تحت عنوان «بررسی تعاون و کارآفرینی در دهکده جهانی» در بخش پوستر پذیرفته شده و گواهینامه آنرا دریافت نمودم.

* کسب گواهی: 

  در کارگاه آموزشی((تاریخ محلی)) دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان؛

در کارگاه آموزشی((مقاله نویسی)) دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان.

* تفدیرنامه:

لوح تقدیر فرهیخته برگزیده بسیجی استان اصفهان در سال 1388.

* نمایشگاه:

غرفه نظام هدفمند نمایشگاه بین­ المللی استان اصفهان جشنواره برگزید­گان نوآوری و شکوفایی آذرماه 1387(دعوت از طرف مرکز هم اندیشی توسعه استان اصفهان)؛

غرفه نظام هدفمند نمایشگاه بین­ المللی استان اصفهان ششمین نمایشگاه قرآن وعلوم قرآنی شهریور ماه 1388.

غرفه نظام هدفمند نمایشگاه بین­ المللی استان اصفهان هفتمین نمایشگاه قرآن وعلوم قرآنی 27 مردادلغایت 5شهریور 1389. 

غرفه نظام هدفمند نمایشگاه بین­ المللی استان اصفهان هفتمین نمایشگاه قرآن وعلوم قرآنی20 لغایت26 مرداد 1390.                                               

 

                                                                              ومن ا.. التوفیق

                                                                نویسنده ونظریه پرداز پرداز نظام هدفمند          

                                                                             سیّدحسام سیّدحسینی


عدالت نگاهی به سیاست های بین المللی اقتصادی و نرخ مبادله ارز یک

ارسال شده توسط سیدحسام سیدحسینی در 90/11/13:: 3:12 عصر

امام خمینی(قدس سره):

 فقه، تئوری واقعی و کامل ادارة انسان از گهواره تا گور است.(صحیفة نور، جلد21،ص98)

عدالت نگاهی به سیاست های بین المللی اقتصادی و نرخ مبادله ارز یک نخبه از دیدگاه حسینی در ایران و جهان


• راهبرد تثبیت قیمت ها راهی به سوی عدالت در تعلیم و تربیت؛

• راهبرد تثبیت قیمت ها راهی به سوی بانکداری بدون سود و کارمزد؛

• راهبرد ‏تثبیت ‏قیمت‏ها ‏راهی ‏به ‏سوی ‏اقتصاد ‏پایدار؛

• راهبرد ‏تثبیت ‏قیمت‏ها ‏راهی‏ به ‏سوی ‏کارآفرینی ‏برای ‏تمام ‏ملت‏ها؛

ثـبات راه

آنچه که یک ملت را به سر منزل مقصود می رساند، برنامه ریزی و نظارت مدبرانه بر امور است، حال این امور شامل چه مواردی است خود مقوله ایی کامل و تمام (در همة امور) است، که در مجالی به بحث و بررسی می پردازیم.

یکی از آن موارد تثبیت قیمت محصولات و خدمات است که می توان بر اساس زمان و مکان، تهیه و تولید، عرضه و تقاضا مورد بررسی و مطالعه قرارداد و به دایرة توانمندیها و ظرفیتها نیز توجه خاصی داشت، اینجا نیز مسألة ارتباطات (عوامل ارتباط) در جهت سهولت قرار گرفتن این محصولات و خدمات برای متقاضی قیمت با ثبات را از خود نشان می دهد.

البته، چون نقش انسان در تهیه و تولید، استفاده از محصولات و خدمات وجود دارد، باز هم معیارهای انسانی در خصوص قدر و منزلت انسان قدم پیش گذاشته و هر آنچه را که در حقظ قدر و منزلت انسان باشد را سنجیده و به محصولات و خدمات قیمت مدبرانه می دهد که همه در آسایش و رفاه به تعلیم و تربیت در نیل به کمالات انسانی قرار گیرند.

(ملتی در تعلیم و تربیت موفق است، که در قیمت دادن به محصولات و خدماتش از مستضعفان و محرومان غافل نباشد).

 

حسینی، نظام‏ هدفمند، صفحه 19

نگاهی به سیاست های بین المللی اقتصادی ونرخ مبادله ارز یک نخبه از

ارسال شده توسط سیدحسام سیدحسینی در 90/11/13:: 3:8 عصر
امام خمینی(قدس سره):  
فقه، تئوری واقعی و کامل ادارة انسان از گهواره تا گور است.(صحیفة نور، جلد21،ص98)

نگاهی به سیاست های بین المللی اقتصادی ونرخ مبادله ارز یک نخبه از دیدگاه حسینی در دهکده جهانی  

ارتباطات، اطلاع رسانی، بازاریابی

در دنیای امروز سعی همه بر این است که دهکده ای جهانی به وجود آورند، البته چگونه و چطور؟! این آرزوی تمام انسانهاست و این موضوع را می توان سرآغاز باب خداشناسی دانست. البته اینجانب در این خصوص نه با حروف و نه با اعداد بلکه با فطرت به این مسأله نگاه می کنم که مواردی از جمله محبت، دوستی و دیگر کمالات انسانی است که همگان به این امر توجه خاص دارند، بدون اینکه حتی به فطرت خود توجهی داشته باشند که این ندای ارتباط از کجاست؟! اگر بیشتر دقت کنیم می بینیم که این ارتباط در تمام آفرینش و در تمام مخلوقات خداوند مشاهده می شود، ارتباط با خدا به راحتی تمام این ارتباطات را میسر می سازد. اگر نظری به خود و اطراف خود بیفکنیم خواهیم یافت که مگر نه این است که همه برای همین ارتباط گرد هم جمع شده اند، امر ارتباطات است که انسانها را کنار هم جمع نموده، البته این عبارت مقدس (ارتباطات) اصل نیازهای مادی و معنوی بشری است که امر واضحی است، البته محصولات و خدمات نیز در خصوص رفع نیازهای بشر و بهبود رفاه انسانها به همدیگر مرتبط هستند. حال انسان چگونه می تواند از این الطاف و برکات الهی استفاده بهینه را ببرد؟!

باید تمام عواملی که نیازی را به وجود می آورند را بررسی نمود. در اینجاست که حروف و اعداد نیز ابزار ارتباط می شوند.

ابزاری که به همه چیز نام و کلام، مقدار و اندازه می دهد و مبحث اطلاع رسانی و بازاریابی را باز می کند؛ اطلاع رسانی بر این اساس است که، این نوع محصولات و خدمات را داریم، بازاریابی نیز بر این اساس که چه مقدار از این محصولات و خدمات مورد عرضه و تقاضا است، این دو مبحث لازم و ملزوم یکدیگر هستند که در باب ارتباطات و ارتباط مشاغل با هم مطرح می شوند؛ ارتباطی که هر انسانی و هر شغلی در خصوص رفع نیازهای مادی و معنوی خود با دیگران دارد و نقش اساسی پیدا می کند، در این راستا صداقت، درستی و انسان دوستی فرای همة محصولات و خدمات قرار می گیرند، چرا که این صفات عالیه هستند که به حروف و اعداد روح و تعالی می بخشند تا از این محصولات و خدمات استفادة بهینه را داشته باشیم.

مگر در دهکدة جهانی حساب و کتاب وجود ندارد که غیر از این تصور کنیم، آری! مدیریت و برنامه ریزیهای صحیح و مدبرانه است که بر خواسته های معقول همه مهر تأیید زده تا این محصولات و خدمات به دست متقاضی خود برسد، این مسیری که در این راستا طی می شود راه ما را در خصوص ارتباطات هموار می نماید. مسیری که روزها، ماهها و سالها طول می کشد، با ارتباطات سازمان یافته جهت اطلاع رسانی و بازاریابی به کمترین زمان ممکن برسد تا از این لحظه، از زمان نیز استفادة بهینه گردیده، در این جاست که مکارم اخلاق حرف اول را در دنیا می زند، اینجاست که معنای حقیقی رقابت (والسابقون السابقون اولئک المقربون) را می بینیم.

به عبارتی تمام انسانها در خیر (برکت) رساندن به یکدیگر از هم پیشی می گیرند. و آن دهکدة جهانی (مدینة فاضله) را نه در عالم رویا بلکه در بیداری خواهیم دید، آری! این پیام حقیر است به خود و تمام جهانیان که بیاییم تجدیدنظری در آنچه تاکنون گذشته است داشته باشیم و در اصلاح و آبادانی دنیای کنونی گامی بلند برداریم و شاهد طراوت و شادابی در تمام مخلوقات خداوند باشیم و در این دنیای کوچک همگی برای استفاده بهتر از الطاف و برکات خداوند بهره ای کامل ببریم.

هر چند که نمی توانم بگویم، این کلام آخر حقیر است و حق کلام را آنچنان که باید ادا کرده ام، اما سخن را با یکی از دیدگاههای خود به پایان می رسانم.


تبلیغات؛ یعنی مدیریت سرمایه برای استفادة بهینه از زمان و امکانات هستی جهت دست یافتن به کمالات انسانی در راه رسیدن به خدا.

 

حسینی،نظام هدفمند،صفحه20-21




بازدید امروز: 0 ، بازدید دیروز: 0 ، کل بازدیدها: 698
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ